الشيخ محمد علي الگرامي القمي
78
مالكيت ها ( فارسى )
ملك سقايى است كه آب آورده است و صاحب چهار پا و صاحب مشك فقط مىتوانند اجارهء حيوان و مشك خود را بگيرند . از مثالهايى كه گفته شد ممكن است در نظر ابتدايى چنين تصوّر شود كه اينها دليل بر اصالت مطلق كار مىباشد ! ليكن چنين نيست و با اندكى تأمل مىتوان اين مسأله را دريافت . در باب زراعت در زمين غصبى ، فرض اين است كه مراد تنها زمين غصبى است و نه بذر آن ، يعنى فقط ظرف غصبى است و نه تخم كشت شده ، و بديهى است كه در اين صورت ، مسأله طبق قواعد مىباشد . چنان كه در اصول نظام اقتصادى اسلام بيان شد ، در قوانين اقتصادى ، مبانى كلّى حقوق رعايت مىشود ، و مسائل و مبانى حقوقى در ارتباط با جهات تكوينى و طبيعى است ، و به تعبير ديگر ايدئولوژى در رابطه با جهان بينى ، و مسائل حقوقى در ارتباط با مسائل حقيقى مىباشد . از نظر طبيعى زراعت ادامهء وجودى همان بذر مىباشد و اين خوشهء گندم همان دانهء گندم است كه رشد نموده و به اين صورت در آمده است ، لذا مالك بذر مالك محصول نيز مىباشد . حال بايد پرسيد اگر بذر هم غصبى شد آيا مىتوان گفت محصول آن ملك برزگر مىباشد ؟ يعنى اگر كسى مقدارى گندم از كسى غصب نمود و كشت كرد آيا محصول به دست آمده ملك غاصب مىباشد ؟ يا ملك صاحب بذر است ؟ البته بودهاند كسانى كه مىگفتهاند اينجا هم محصول ، ملك برزگر مىباشد و دليلشان اين بوده است كه تخم اوّليه در زير خاك متلاشى شده و در